۱.همیشه یادت باشه با کی حرف می زنی
من صبورم اما هر ظرفی یه ظرفیتی داره
هر لحنی شایسته من نیس چون کاری نمی کنم که شایستم باشه
۲.سعی نکن بین یه شخص خدای اون قرار بگیری حتی در مورد کلفتت یا بچت عواقب بدی داره
۳.من اگه ۲شب......
..............................................................
وخدای که در این نزدیکی ست
+ نوشته شده در ساعت 23:44  توسط fail_fine
|
هر بار که میای مومن می شوم
تو خاص هستی
یکی از مومن ترین های روزگار
این را همه روزه داران هاشور خورده نور و اسمان می دانند
در این روزهای خاص خدا هم دلم برایت تن شده است دوست داشتنی ترین من
روزه های این روزهای لب تشنگی خوشایندت
قبول دوست مهربان و قدرتمندمان
امین
+ نوشته شده در ساعت 22:58  توسط fail_fine
|
حالا از چی بگم
زندگی یاد داد به من چه جوری باشم
وقتی مرده روزگار بگهhichiiiii , periyode rohi ravaniam faghat , 3 -4 roz dige khob misham !
من بگم چی؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهمیشه بی تابم
ـــوقتی درد کشیدناتون یادم می یادــــــــــــــــــــــــــــــــــ می گم ما هستیمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــهیچیم نداشته باشم دستی دارم که می تونه تب بدنت و بیاره پایینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.......{شعر.میخ.خل.می گی.کردی و..........}
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنمی دونم با چه کاری بکنم روحت و شاد
می بوسمت عزیزم می گم روحت شاد
+ نوشته شده در ساعت 12:53  توسط fail_fine
|
یه شکاف
نه یه حفره
تو قلبمه با هیچی نمی شه پرش کرد
احساس
از خودم از این ضعفم بیزارم
از خودی که بیخود رشد کرد
از یه گیاه هرزه که خودم بزرگش کردم
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
امسال کسی روزمان را تبریک نگفت
جدا اخراج شده ایم
ابن سینا خیلی بی معرفتن نه؟؟؟!!!
+ نوشته شده در ساعت 14:28  توسط fail_fine
|
وقتی که به شعله شمع فوت می کنید و شمع خاموش می شود، شعله به کجا می رود؟
سقوط ازاد
ازادی بیان داریم را در مخمان فرو کرده بودیم
غافل از ان که ازادی بعد از بیان ..........
بازداشت
ازاد=............
اخراج
او نوشت:۱۷ سال تمام کودکی و نوجوانی را بین کتابهایم سپری کردم
کات بی رحمانه ای بود
شاید فردا به پارکی بروم روی تابی بشینم و از مردی دلربای کنم
(دانشجوی *دار بی *می شود.وبی* منتقد : لگدمال بازداشت کشته)
+ نوشته شده در ساعت 1:58  توسط fail_fine
|
+ نوشته شده در ساعت 23:46  توسط fail_fine
|
بعضی روزا فکر می کنم بار گناهم
کاری کرده با من که پیش تو رو سیاهم
از خجالت بسته نگاهم
درونم می سوزه از سوزش اه م
یاد گرفتاریم می افتم
یاد اون لحظه ای که می برنن
بیاد غسل و کفنم
یادو فشار قبرم و فریاد زدنم
یاده اعضا و بدنم
یاد اون لحظه ای که دو تا ملک سوال کنن
یاد ساکت شدنم
یاد اون شلاقای که می زنن روی تنم
که بگو
خدات کیه
قبلت کجاس
چیه کتا به تو اسم پیمبرتو بگو
من چیزی برای گفتن ندارم
فقط خدارو دوست داشتم
وانسا نهارو دوصت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
غسل های جنایتتان را فراموش نکنید
بوی تعفنتان جهان را گرفته است
چندیس از جریانات زن و مرد حالمان بهم می خورد
ذاتن کثیف هستیم؟؟!!!

+ نوشته شده در ساعت 3:15  توسط fail_fine
|
به شدت خسته و عصبیم
از همه چیز
کاش یکی از ادمای که می شناسم به اندازه یه استامینوفن تسکین دهنده بودند
امروز با نظریه ملا صداری شیرازی مخالفم
حرکت در عرض وجود ندارد
پس:
خدای وجود ندارد
معادی وجود ندارد
زمان بعد ۴ماده نیس
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
تقدیم به بهرامم
روزگار اگر روزگارِ ماست،
هيچ احوالی از من مپرس،
نه زنگی بزن،
نه خطی بنويس،
نه نامهای بفرست.
زندانی نيستم،
بيمارستان نيستم،
خانهنشين و خاموش نيستم،
پس زندهام هنوز!
حالا برو،
میخواهم بخوابم.
میخواهم به خوبیهای همين شب و روزِ هميشه بينديشم.
ما زندهايم هنوز،
صبحها خسته از خواب برمیخيزيم.
شبها خسته به خانه برمیگرديم.
کسی به ما نمیگويد دست و رويَت را کجا شُستهای.
کسی به ما نمیگويد اسمت چيست.
کسی از ما نمیپرسد شمارهی کفشِ همسايهات چند است،
اصلا چرا زندهای هنوز.
کسی کاری به کارِ کلماتِ مخفیِ ما نداشت
خوشبختايم دوست من.
حالا برو،
میخواهم بخوابم،
فقط بخوابم!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روز پرستار مبارک
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز روز ماما بود
به خاطر واحدای او بی ۶۰ تای زایمان باید بگیریم من تو این مورد اکتیو بودم
اشتباها به من کادو دادن ما نیز امروز به جمع ماما ها پیوستیم
قهریم اما خواستم اینو بهت بگم
۸۸.۲.۱۶ ساعت ۳:۱۵ ا .ام
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
+ نوشته شده در ساعت 14:51  توسط fail_fine
|
مثه توله سگی که تو شب بارونی ننشو گم کردو
با افتادن هر قطره از ناودون یا با رد شدن هر سایه
داستانی می سازه و بغضش بیشتر می شه (یار/ماه)
می.....تر....سم
من از تو که میچسبی به سینه امو دندوناتو تو قلبم فرو می کنی
می....تر....سم
من از تو که ناخنای تیز تو سوهان می زنی چنگ می کشی به صورتم
می....تر....سم
راستی چرا جای بوسه نیش می زنی
چرا جای نوازشت کبود شده
................
جون بکن بگو
دوست دارم
دوســــــــــــــــــــت دارم
+ نوشته شده در ساعت 1:36  توسط fail_fine
|
سعی کنید زیاد افتاده نباشید... چون افتادهها را حسابی لگدمال میکنند
تو تبدیل به اموال عمومی شده ای عزیزم.
عطر زنهای زیادی می دهد تنت و لبانت به انواع روژ اغشته شده است
فدااااااااات
فردا هم مثل دیروز است ... راحت بخوابید
+ نوشته شده در ساعت 1:32  توسط fail_fine
|
چقدر از ادمای احمق بدم میاد
اما نمی دونم چرا گاهی خودمو به حماقت می زنم
چقدر بازی کردن با ادما گاهی مزه میده
یه چیزای رو بدونی و بفهمی اما خودت و به نفهمیدن بزنی
طرفم حال می کنه از منگولیت
با تواما
می فهمی؟؟؟!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
اااااف
بیا برات لالای بخونم
لالا گل نازم
بخواب رو سینه بازم
لالا گلم باشی عزیزو همدمم باشی
بشی خنجر
بشی بغضم
از این دنیا دیگه خستم
یکی دردو یکی زخمم
..................
..........................
+ نوشته شده در ساعت 10:32  توسط fail_fine
|
گاهی بعضی ادما با حرفاشون با کاراشون
به قلبت ضربه ای می زنن که نیاز داری ازشون جدا بشی
حرف نبود
دوست داشتنم جدی بود
می روم تا ایوانم رابشوئیم
+ نوشته شده در ساعت 16:3  توسط fail_fine
دارم به تو فکر می کنم خوداگاه!ناخوداگاهم دیگر اشباع شده از تو!!
دارم به تو......
تو این همه خونسردی و وقار را از کدام کوه به ارث برده ای ؟!
چر واکنش های من _از نوع بدش!_نسبت به کارهایت
تو را از کوه وقار پایین نمی کشد؟!
NO ASNWER
5قرن است که از تو خبر ندارم
می توانم خبر داشته باشم ها!
اما غرور نمی گذارد اصلا
خودت که مرا خوب می شناسی
BUZZZ!!!!!!!
,............
تو هستی!!
UNBELIEVABLE!
FIVE MINUTES LATER
اخر تو از کجا می دانی دلم برایت تنگ شده؟!
که
درست در لحظه می ای بعد از این همه قرن!
چه قدر طعم لبخندهایت خوش رنگ تر شده است!
این را از پشت خط هم می توانم تشخیص دهم
چه قدر باوقار و مهربان.......
راستی !از وقتی تو امدی مباداها پا به فرار گذاشتند سریع
TO DAY IS MY DAY!
همین چند صدم ثانیه شنیدن صدای تو مرا بس
برای تحمل قرن های پیش رو.........
باید فکری برای غرورم بکنم حتما!
شاید قرن ها فراری شوند!قرن های مبادا!
WHAT DO YOU THINK?!
I LOVEO YOU SO MUCH!
!
+ نوشته شده در ساعت 9:20  توسط fail_fine
|

کر شده اند این جماعت
کسی حرف مرا نمی شنود
جنازه ام را زمین بگذارید
جنازه ای بی کفن
بی غسل
با لبانی خشک
صورتی سپید
هیچ کس جز دستانم در این خاکسپاری شرکت نخواهد کرد
چیزی صرف امور خیریه نخواهد شد
اعلامیه ای چاپ نمی شود
من در این کشور
در این خاک
دفن می شوم
غریب تر تنها تر از همیشه
تولدم مبارک
تولدم مبارک
+ نوشته شده در ساعت 17:36  توسط fail_fine
|

خدای زنجیر بافت
زنجیره منو بافتی؟
پشت کوه انداختی؟
عشقم امده
چی چی اورده؟؟؟؟
.....................
بخورو برو
با صدای چی ؟؟؟؟
اه
و
اشک
و
سوز
+ نوشته شده در ساعت 2:29  توسط fail_fine
|
من همین روزهای عادی را
دوست دارم
و به همین روزهای عادی
که تو را دوست دارم
دل خوشم
در این عصر فریب
که عاشقان سیبها را می دزدند
من شاعر شعر های نگفته ام می شوم
حالم خوب نیست...
من بدون فلسفه
همه کلام هایم را به هم می بافم
و از ان یک طناب
چه فرق می کند..
یا طناب دار
یا بند رخت
می سازم..
و برای حال بدم
همه اسپرین های بچه را می خورم
اما اثر نمی کند
می بینی من بزرگ شده ام

حالم خوب نیست
دیشب در اتاق کوچکم اشباح پرسه می زدنند
و سایه ماه روی دیوار اتاقم
چسبیده بود...
دیشب حس کردم
در قبرستان گم شده ام
و جز بادبادکی که از دست تو گریخته بود
کسی با من ولگردی نمی کرد
من پرواز کردم با بادبادکت
و تو با سنگ نگاهت
بادبادکت را کشتی..!
و من در قبرستان دفنش کردم...
می بینی ..
حالم خوب نیست!
+ نوشته شده در ساعت 5:11  توسط fail_fine
|
ياد دارم نگاه سردش را كنج چشمش هميشه اشكي بود
اي خوش آن روزها كنار او زندگي ساده بود كشكي بود
مثل پروانه دور ما ميتابيد ما گرم كار خود بوديم
پيربابا كه رفت تنها شد سالها در لباس مشكي بود
آن دم اخر نگاهش به او هرگز از خيالم نميرود بيرون
صورتش مثل سيب زردي شد سالها صورتش تمشكي بود
+ نوشته شده در ساعت 10:59  توسط fail_fine
|
عطر میراکل دوست داشتم
سس به پیتزا زیاد میزدم
به خودتون عطر miracle مي زنين که سكسي شين ؟ شب هم به پيتزاتون سس مي زنين خوشمزه تر شه ؟ آره خب ... روزگار سختيه نه ؟ خیلی ببخشید استاد غم این دنیای آلوده به چند
تا اینو از تو شنیدم
نه عطر میراکل می زنم
نه سس به پیتزا
راسی رنگ بنفشت دلمو شکست
+ نوشته شده در ساعت 13:2  توسط fail_fine
|
ديگر از هر چه هست ، بيزارم
مثـل ابر بـهار مي بـــارم
پریشان است احوالم
این شکستن حقم نیس
مادرم با نگاه خود ميگفت
درد می کند قلبش از حالم
پدرم مدتيست مي گريد
چون گـمان ميكند كه تـب دارم
ديگر اين روزها خودم دارد
بــاورم ميــشود كه بيــمــارم
يك نفر گفت خوب خواهم شد
بـه فراموشيــت كه بسپــارم
گفتم اي عشق اگر بعد از اين
بــدهـي مـثــل قبــل ازارم
به تمامي حرمتت سوگند
روي قلبــت گلـوله مي كــارم
به تو هر چند سخت مديونم
بـه خــودم بيشتر بـدهكــارم
هرچه بر من گذشت، حقم بود
من از ايـن بيشتـر ســزاوارم
تو گناهي نداري اي زيبا
این منم جفاکارم
+ نوشته شده در ساعت 4:54  توسط fail_fine
|
نمی دونم
کجای این نا کجا ابادم
2سالی میشه تنهای دور از خانوادم
تصمیم گرفتم باشم
با تمام مخالفتا
حتی توام گلم بهم گفتی نه
اما گذشت
با همه دل تنگی هام
همه اضطرابم
ترسم
تنها وجود تو بهم کمک کرد
گرمای دستت بهم ارامش داد
تو این شهر................
ادامه
بدم
خسته از تمام هم خونان
همه اونای که روح منو به مسند پوچی.........
نمی دونم کارم درست بود یا نه
اما ارامشم و دارم به دست میارم
.....
خسته ام
میرم بخوابم
+ نوشته شده در ساعت 4:37  توسط fail_fine
|